تمام آن چه که قسمت پنجم هری پاتر را به یک پدیده تبدیل کرد و باعث شد حتی در این سوی کره زمین ، خیلی ها برای این فیلم و کتاب آن سر و دست بشکنند را در دو عامل می توان خلاصه کرد ؛ تبلیغات و جذابیت. عناصری که مهم ترین عوامل سرنوشت یک فیلم به حساب می آیند و به تجربه ثابت شده اگر تولید کنندگان فیلم (به عنوان یک کالای صنعتی) از ابتدای طراحی و ساخت محصول شان این دو عامل را به خلاقیت تصویری و ایده های فیلمنامه نویس و کارگردان بیافزایند، در حقیقت ، کار خود را بیمه کرده اند.
برای اثبات این موضوع کافی است به جدول فروش فیلم های اکران شده در ماه های گذشته نگاهی اجمالی بیاندازید. برای سهولت در این امر می توانید به جدول فروش فیلم ها در صفحات «گزارش اکران» در مجله فیلم مراجعه کنید. پیشنهاد می کنم از انتهای جدول شروع کنید و به صدر برسید. در پایین این جدول جدا از فیلم های نه چندان مطرح و شناخته شده ای (مثل منِ درون، اسپارتی ، اسطوره ، دنیای آینده و دان) به فیلمی نظیر الیور تویست (رومن پولانسکی) می رسید که دست کم سازنده اش در کشور ما طرفداران پر و پا قرص فراوانی دارد و نمایش صحیح و استاندارد آن (نمایشی مبتنی بر تبلیغات وسیع و جذب گسترده و دقیق مخاطبان واقعی) می توانست مسیر تازه ای را در شیوه های اقتباس ادبی نزد فیلمسازان و دانشجویان سینما بگشاید. نیازی به توضیح ندارد که نمایش استاندارد ، شامل تبلیغ برای اکران فیلم، ایجاد فضای مناسبی برای بازخورد ارتباط آن با مخاطبان و آغاز مهم ترین نوع تبلیغات (معرفی دهان به دهان) است. یعنی همان چیزی که باعث شد فیلم نه چندان مهمی مثل کینه باوجود عدم تبلیغات کافی ، ماه ها در سینما فرهنگ (همان سینمای نمایش دهنده الیور تویست) جا خوش کرده و به فروشی بالغ بر نود میلیون تومان دست پیدا کند. نکته ای که برای اکران طولانی مدت آن فیلم (آن هم تنها در سانس آخر شب که به طور طبیعی تعداد تماشاگران را محدود و محدودتر می کند) یک تمهید موثر و کار آمد به حساب می آمد. در چنین وضعیتی و به استناد همان جدول ، الیور تویست (با آن حجم نقد و توجه مطبوعاتی که از زمان ساخته شدنش آغاز شده بود) کم تر از یک میلیون تومان فروش داشته که در صورت محاسبه و تبدیل آن به دلار ، احتمالاً آن را باید کم ترین میزان استقبال از رومن پولانسکی و در دنیا به حساب آورد! در این موقعیت هیچ فیلمی توانایی ایستادگی در برابر آثار صدر جدول (در ایجاد جذابیت ، و طبعاً جذب مخاطب) را ندارد و به تعبیری دیگر این شرایط اکران می تواند نقطه بن بست تمام فیلم هایی باشد که در سراسر دنیا فروش هایی سرسام آور دارند اما در تهران به گِل می نشینند. این موضوع می تواند هراس کسانی که نمایش فیلم های خارجی را با نقصان در اقتصاد سینمای ایران مترادف می دانند برطرف کند و کاری کند تا در این زمینه ، تابلوی «بن بست» را جایگزین «ورود ممنوع» کنند. در چنین وضعیتی حتی اگر تازه ترین نسخه هری پاتر هم یک هفته بدون خبر قبلی و بی هیچ تبلیغی در سانس آخر یکی از سینماها به نمایش گذاشته شود کم تر کسی باخبر می شود چه رسد به این که تهدیدی برای سینمای ایران باشد.