زماني محسن مخملباف گفته بود كه اين CNN و BBC درست مثل طالبان عمل مي كنند و همان طور كه طالبان برقع را به زور روي صورت زنان افغاني كشيد آن ها هم نقش حجاب اطلاع رساني را برعهده دارند و كاري مي كنند تا اخبار ، آن گونه كه خود مي خواهند به گوش مردم دنيا برسد ؛ نه آن گونه كه هست.
اخبار مربوط به اسكار امسال را بايد تازه ترين مصداق اين حرف دانست. اسكاري كه « به حق» در دستان استاد مارتين اسكورسيزي جاي گرفت و تمام شبكه هاي خبري و غير خبري و نشريات سينمايي و غير سينمايي و سايت ها نوشتند كه:
« بله...سرانجام بعد از شش بار نامزدي، اين تنديس طلايي و جادويي به استاد اسكورسيزي رسيد!»
اما دريغ از يك خبر ناقابل كه درباره ي اهداي اسكار افتخاري امسال به انيو موريكونه ( آهنگساز سرشناس و شايسته ي ايتاليايي) منتشر شده باشد. در حقيقت بايد گفت خبرنگاران سراسر دنيا با Copy و سپس Paste كردن خبرهايي كه خبرگزاري هاي بزرگ و جهاني براي شان دست و پا كرده بودند به راحتي از كنار خبري به اين بزرگي و مهمي گذشتند. آن هم در كنار يك مشت جوايز قابل پيش بيني ( مثل اسكار فارست ويتاكر براي آخرين پادشاه اسكاتلند ) كه حتي نيازي به حدس زدن هم نداشت.
تمام اين ها را گفتم تا شما را براي تشريح لحظه اي كه انيو موريكونه ي عزيز و نازنين ( خالق تعدادي از شاخص ترين قطعات موسيقي فيلم در جهان؛ از جمله سينما پاراديزو ، روزي روزگاري در آمريكا و ... مالنا ) اسكار گرفت آماده كنم. وقتي موريكونه روي صحنه رفت كلينت ايست وود كه روزگاري خيلي دور با حضور در وسترن اسپاگتي هاي ايتاليايي ( خوب ، بد ، زشت ، به خاطر يك مشت دلار و چيزهايي نظير آن) براي خود شهرتي دست و پا كرده بود او را همراهي مي كرد (شايد به خاطر اين كه هنوز كمي ايتاليايي بلد بود و مي توانست نقش مترجم «انيو» را بازي كند). تنها جمله اي كه موريكونه به انگليسي گفت اين بود: « متشكرم ... ممنونم... از شما خيلي ممنونم.» و سپس شروع كرد به صحبت كردن به زبان ايتاليايي.
در اين هنگام ايست وود لبخند زد و گفت: « بله ، من به شما مي گم كه اون چي مي گه. انيو مي خواد از آكادمي تشكر كنه. و از تموم افرادي كه واقعاً و از صميم قلب دل شون مي خواست اين افتخار نصيب اون بشه ... ايشون مي خواد تشكر عميق قلبي اش رو نثار فيلم سازهايي كنه كه همواره به كارش اعتقاد داشته اند و مي گه بدون اون ها امروز نمي تونست اين جا باشه ... اون مي گه ذهنش درگير هنرمنداني يه كه هرگز چنين افتخاري نصيب شون نشده تا چنين جايزه اي بگيرن... كساني كه با هوش و مسووليت فراواني كار مي كنن ... و ايشون آرزو مي كنه كارهاي اون ها هم يك شب مثل الآن مورد توجه و شناسايي قرار بگيره ... انيو مي گه براي اون اين اسكار نقطه ي رسيدن نيست بلكه نقطه ي شروعه تا بتونه نوشتن قطعات موسيقي رو ادامه بده؛ با همون اشتياق و احساس تعهدي كه از همون اول كارش به پرده ي سينما ارائه داده ... اون اين اسكار رو تقديم مي كنه به همسرش ماريا كه در تموم اين سال ها با مسووليت پذيري و عشق در كنارش مونده ... ماريا!»
و به اين صورت يكي از جذاب ترين بخش هاي اسكار امسال به پايان رسيد؛ بخشي كه دست كم مي تواند سرمشق و الگوي برخي هنرمندان كشور ما قرار بگيرد. كساني كه بعضي وقت ها صحن اهداي جوايز را با ميدان كشتي اشتباه مي گيرند و آن قدر خود را محق مي دانند كه فكر مي كنند اگر ناديده گرفته شده اند بايد به زور چماق حق خود را بگيرند ، نه با (احتمالاً) شايستگي!