تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
نقد ها ، یادداشت ها و نوشته هایی پراکنده از امید نجوان
گفت‌وگو با رضا رويگري

يادداشت حسن قلي زاده ؛ مدير فيلمبرداري اجاره نشين ها

بديع و با طراوت

فيلمبرداري اجاره‌نشين‌ها دو سال بعد از تأسيس بنياد سينمايي فارابي و توليد اولين فيلم‌هاي سينمايي پس از انقلاب انجام شد. در دوره‌اي که سينماي شکل‌گرفته امروز و امکانات انساني و فني مورد نياز آن هنوز شناسايي و به کار گرفته نشده بود. تا امروز نفهميده‌ام چگونه به فيلمبرداري اين فيلم انتخاب شدم، اما بي‌ترديد مهاجرت هوشنگ بهارلو و پرهيز يا بلاتکليفي ديگر بزرگان و آشنايي چندين‌ساله‌ام با مهرجويي که با دستياري کارگردان در پستچي آغاز شده بود، در اين انتخاب مؤثر بود. به‌هرحال به عنوان فيلمبرداري نوپا و خامدست کاري سخت را در پيش داشتم. کاري پردامنه و خارج از عرف که هيچ شباهتي به فيلم‌هاي رايج نداشت و کاري که بيشترين تأثير را در مسيري که در آينده پيمودم داشت.

اجاره‌نشين‌ها به دليل گستردگي جلوه‌هاي تصويري و بدون هيچ پيشزمينه تجربه‌شده در پيش و بعد از انقلاب وظايفي خارج از تخصص حرفه‌اي هريک از ما را موجب شد. به واقع فيلمبرداري در سايه رسيدن به استانداردي از جلوه‌هاي ويژه به کار دوم من بدل شد. اجراي اثرات تصويري با مشاوره و طراحي کارگردان، مدير فيلمبرداري و مديرتوليد انجام شد. ساعت‌ها صرف بررسي و طراحي آن‌ها شد و به دليل وقت در ريزه‌کاري‌ها کم‌تر موردي بود که نياز به تکرار يابد. به دليل همين مساله بود که فيلمبرداري به سوي نورپردازي ساده و روايي رفت.

هرگونه فيلمبرداري پرکنتراست يا ايجاد فضاهاي غيرمعمول نوري مانع از بهتر ديده شدن جلوه‌هايي مي‌شد که با زحمت زيادي ساخته مي‌شدند. ديوارهاي خراب‌شده، آوارها و لوله‌هاي ترکيده و... همگي به‌خوبي ديده مي‌شوند و اين مهم‌ترين مساله‌اي است که در اين فيلم با اراده و خواست از پيش تعيين‌شده انجام شده است. شايد همين  تلاش بود که موجب شد جلوه‌هاي اين فيلم به اندازه و قواره‌اي رسيد که حتماً امروز هم کسي جرأت تکرار آن را نيافته است. بخشي که پيوسته مورد توجه و سوال بوده صحنه آب‌هاي جاري در پله‌هاست. شايد طولاني‌ترين و پرزحمت‌ترين بخش فيلم هم همين صحنه است. اجراي اين صحنه در دوران درازمدت فيلمبرداري بحثي دائم بود. طرح‌هاي مختلفي بررسي شد و بالاخره با شکلي که اکنون ديده مي‌شود در حدود يک هفته فيلمبرداري شد. در ايجاد اين صحنه همه سهم داشتيم. توضيح فني آن را محفوظ بداريد، اما اين صحنه تدارکات، ساخت‌وساز و برنامه‌ريزي وسيعي را نياز داشت که همگي انجام شد. صحنه با سه دوربين و در بسياري از نماها با اسلوموشن پنجاه فريم فيلمبرداري شد. نکته جالب اين‌که همه پاگردهاي طبقات در يک پاگرد اتفاق مي‌افتد، اما با تغيير شخصيت‌ها و اشياي جاري در آب کم‌تر کسي متوجه آن مي‌شود. هر ريزش آب حدود پانزده ثانيه طول مي‌کشيد. آب با شدت سرازير مي‌شد و در فاصله‌اي کوتاه فروکش مي‌کرد. انبوهي نماها و جذابيت ايجادشده در صحنه تداومي را موجب شده که کم‌تر تماشاگري متوجه کوتاهي نماها مي‌شود.

خوشبختانه اجاره‌نشين‌ها در سايه ابداعات و طراوت و جذبه‌هايش تبديل به فيلمي ماندگار شد که تاکنون چند نسل را خندانده و تحت تأثير قرار داده است، اما پشت‌صحنه فيلم نيز به دلپذيري و شادابي خود فيلم بود. در بسياري از صحنه‌هاي فيلم با شيريني اکبر عبدي خنديديم، از طنز مرحوم سرشار لذت برديم و از توان عزت‌الله انتظامي درس آموختيم.

گذشته از تجربه سخت، اين فيلم مهارت‌هايي را به من آموخت که در فيلم‌هاي بعدي‌ام چون کشتي آنجليکا و جنگ نفت‌کش‌ها و ديگر فيلم‌ها به کارم آمد. اما عجيب است. اکنون اجاره‌نشين‌ها و بخشي از ديگر فيلم‌هايم از من دور و دورتر شده‌اند. مگر نه اين است که شما بيستمين سال يکي را يادآور مي‌شويد؟ گاه يادم مي‌رود که در پيدايي اين آثار نقش داشته‌ام. گوشه‌ها و نکته‌هاي زيادي را فراموش کرده‌ام، اما هريک زندگي مستقل‌شان را ادامه مي‌دهند. يعني هنوز نمايش داده مي‌شوند. وقتي در پهنه جهاني ماهواره‌ها آن‌ها را زنده و در جنب‌وجوش، با تصويرهايي بدون تغيير و مثل روز اول مي‌بينم، به ناميراييِ پديده‌اي که سالياني است مشغول و راضي نگاهم داشته ايمان مي‌آورم.

گفت‌وگو با حسن حسن‌دوست، تدوينگر و ترکيب‌کننده صداها  

خنده هاي دورريختني!

اجاره‌نشين‌ها چندمين فيلمي بود که آن را تدوين مي‌کرديد؟

بعد از شهر موش‌ها اين دومين فيلم سينمايي بود که تدوين مي‌کردم. البته قبل از آن تعداد زيادي فيلم مستند و داستاني تدوين کرده بودم که همه‌شان جزو توليدات تلويزيون بودند.

چطور به گروه سازنده اجاره‌نشين‌ها پيوستيد؟

براي پاسخ به اين پرسش بايد کمي به عقب برگردم. زماني که در تلويزيون مشغول کار بودم تخصص من تدوين همزمان صدا و تصوير بود و اين مصادف بود با زماني که صدابرداران شاغل در تلويزيون آرام آرام جذب سينما مي‌شدند. البته از آن‌جا که تا قبل از اين دوران، صدابرداري در سينما چندان جدي گرفته نمي‌شد فيلمسازاني که صدابردارهاي سازمان را براي همکاري دعوت مي‌کردند از آن‌ها مي‌پرسيدند چطور مي‌توان برش صدا را هم انجام داد؟ و پاسخ آن‌ها اين بود که تدوينگرهاي شاغل در تلويزيون به‌راحتي اين کار را انجام مي‌دهند. در آن دوران پيش از آن‌که براي تدوين اجاره‌نشين‌ها دعوت به کار شوم سه نفر از همکاران تلويزيوني (جهانگير ميرشکاري، اصغر شاهوردي و بهروز معاونيان) صدابرداري اين فيلم را انجام داده بودند و با توجه به سابقه همکاري طولاني‌مدتي که بين ما وجود داشت من را به داريوش مهرجويي معرفي کرده بودند. به‌هرحال بعد از معرفي و آشنايي اوليه، ايشان من را آزمايش کرد تا ببيند مي‌توانم اجاره‌نشين‌ها را تدوين کنم يا نه. براي شروع اين همکاري بايد صدا و تصوير سکانس اول فيلم را (يعني جايي که مأمور شهرداري در حال نصب پلاک خانه است) تدوين مي‌کردم. خوشبختانه از کار من خوشش آمد و قرار شد از فرداي همان روز اجاره‌نشين‌ها را تدوين کنم.

با توجه به حجم حوادث داستان و روش کار مهرجويي، احتمالاً در هنگام تدوين اين فيلم، مواد خام فراواني داشته‌ايد.

همين‌طور است. اگر اشتباه نکرده باشم چيزي نزديک به 250 حلقه نگاتيو آماده تدوين بود.

براي رسيدن به زمان استاندارد نمايش فيلم در سينماها چقدر از فيلم کوتاه کرديد؟

زمان فيلم پس از پايان تدوين به 136 دقيقه رسيد که با همان نسخه در جشنواره فيلم فجر به نمايش گذاشته شد. خوشبختانه رضايت تماشاگران و دست‌اندرکاران سينما از ضرباهنگ فيلم باعث شد تا اجاره‌نشين‌ها با همان تدوين و با همان مدت زمان روانه اکران عمومي شود، اما زماني که قرار شد فيلم در آمريکا به نمايش گذاشته شود، پخش‌کننده آمريکايي درخواست کرد براي تناسب با زمان نمايش فيلم در سينماهاي آمريکا اجاره‌نشين‌ها را به زمان 120 دقيقه برسانيم.

براي رساندن فيلم به اين زمان، کدام صحنه‌ها را حذف کرديد؟

سال‌ها از اين موضوع مي‌گذرد. متأسفانه چيزي يادم نمي‌آيد.

براي نمايش فيلم از تلويزيون چطور؟ تغييراتي که در نسخه‌هاي به نمايش درآمده از تلويزيون وجود دارد هم کار شماست؟

نه. من بعد از آماده شدن فيلم ديگر هيچ دستي به آن نبردم. البته من خودم اين فيلم را از تلويزيون نديده‌ام، اما شنيدم تغييرات زيادي در آن داده‌اند.

نوع همکاري شما و مهرجويي چگونه بود؟ ايشان اين اجازه را به شما مي‌داد که اگر صحنه‌اي با کل فيلم هارموني ايجاد نمي‌کرد آن را حذف کنيد يا تغييرش دهيد؟

اين را يادم رفت بگويم که اجاره‌نشين‌ها را قرار بود مهرجويي خودش تدوين کند و من اصلاً از اول به عنوان دستيار تدوين دعوت به همکاري شدم، اما کمي که گذشت ايشان به من آزادي عمل بيشتري داد و از آن‌جا که فيلم، شخصيت‌ها و ماجراهاي متعددي داشت، تصميم گرفت اين کار را به من بسپارد و خودش فقط نظارت کند. ضمن اين‌که بخش عمده جذابيت فيلم، صداي آن بود و همان‌طور که گفتم برش نوار صدا و کار بر روي آن جزو تخصص‌هاي من بود. من در اين مرحله با استفاده از چند باند، صداي فيلم را تقويت کردم که همين باعث شد تا نگراني تهيه‌کننده و دست‌اندرکاران فيلم براي شنيده شدن صداها در سينما از بين برود. اما در اين زمينه که شما مي‌گوييد، خوشبختانه مهرجويي هميشه انتقادپذيري خود را حفظ کرده و واقع‌بينانه با مسائل برخورد مي‌کند. مثلاً يادم مي‌آيد درباره يکي از صحنه‌ها (جايي که يکي از دلال‌ها تغيير چهره مي‌دهد تا خود را به جاي رام دام‌دار جا بزند) به اين نتيجه رسيديم که نماهاي تغيير لباس و چهره او را حذف کنيم. دليلش هم اين بود که هردوي ما ارتباط خوبي با اين شخصيت ــ که قرار بود خودش را کس ديگري جا بزند ــ برقرار نمي‌کرديم و تا حد امکان نماهاي او را کوتاه کرديم.

صحنه‌هاي ديگري هم بود که در نسخه نهايي از آن‌ها استفاده نکرده باشيد؟

اگر اشتباه نکرده باشم صحنه‌اي هم بود که آقا باقري (شخصيتي که مرحوم منوچهر حامدي نقشش را بازي کرده بود) پس از ارائه راهکار به مستأجرها از خانه بيرون مي‌رفت. زماني که آن‌ها براي مشايعت او به بيرون از خانه مي‌آمدند مرحوم حسين سرشار زير آواز مي‌زد و صدايش با صداي سگ‌هايي که در بيابان‌هاي اطراف خانه پارس مي‌کردند گره مي‌خورد. اين صحنه هم از نسخه نهايي حذف شد. به‌هرحال همان‌طور که گفتم اجاره‌نشين‌ها مواد خام بسيار زيادي براي تدوين داشت و اگر تمام اين صحنه‌ها به فيلم اضافه مي‌شد شايد زمان نهايي فيلم نزديک به سه ساعت مي‌شد.

در هنگام تدوين اجاره‌نشين‌ها با چه دشواري‌هايي روبه‌رو بوديد؟

يکي از دشواري‌ها، خرابي ميز تدويني بود که قرار بود با آن کار کنيم! البته اين مشکل با همکاري يکي از عوامل فني استوديو برطرف شد و کار ادامه پيدا کرد. اما دشواري اصلي، عدم همخواني سرعت صدا و تصوير بود که بايد با آن کنار مي‌آمديم. آن زمان نوار 5/17 اينچي صدا گير نمي‌آمد و صدابرداري با نوارهاي مخصوص 16 ميليمتري انجام شده بود. بنابراين وقتي نوارهاي صدا و نگاتيو روي ميز به حرکت درمي‌آمدند با دوجور حرکت مواجه بوديم؛ صدا به صورت 16 ميليمتري و تصوير به صورت 35 ميليمتري! البته از اين فيلم خاطرات خيلي زيادي دارم اما يکي از مهم‌ترينشان مربوط مي‌شود به زماني که مرحوم حسين سرشار را به استوديو دعوت کرديم تا صداي بعضي صحنه‌ها را ــ که جا مانده بود ــ ضبط کنيم. صداها مربوط به يکي از آخرين سکانس‌هاي فيلم بود؛ جايي که مخزن آب سرنگون مي‌شد و آبي که در راهرو جاري مي‌شد ايشان را با خود مي‌برد. ظاهراً صداي فريادهاي ايشان به دليل وجود صداهاي اضافي در صحنه ضبط نشده بود و حالا که کار صداي فيلم داشت به پايان مي‌رسيد بايد داد و فرياد او به صحنه اضافه مي‌شد. زماني که اين موضوع را با او در ميان گذاشتيم از جا بلند شد و بي‌آن‌که حرفي بزند از اتاق خارج شد. من به‌سرعت رفتم دنبالش و پرسيدم جريان چيست؟ مرحوم سرشار که آن زمان در اپرا فعاليت مي‌کرد گفت: «من نمي‌توانم داد بزنم، چون اگر اين کار را انجام بدهم ديگر نمي‌توانم آواز بخوانم.» خوب يادم هست من و اصغر شاهوردي (از صدابرداران فيلم) تا آن‌سوي حياط فرهنگسراي نياوران ــ که تدوين فيلم در زيرزمين آن‌جا انجام مي‌شد ــ دنبالش رفتيم و آن‌قدر اصرار کرديم تا حاضر شد اين کار را انجام دهد. شايد اگر مرحوم سرشار حاضر نمي‌شد اين کار را انجام دهد صداي آن لحظه از فيلم ناقص مي‌ماند. به‌هرحال اجاره‌نشين‌ها از آن فيلم‌هاي پايه‌اي است که خاطرات زيادي از آن به ياد من مانده است.

فگر کنم شما به عنوان تدوينگر، بيشتر از هر کس ديگر به شوخي‌ها و موقعيت‌هاي کميک فيلم خنديده باشيد.

همين‌طور است. در زمان تدوين، من و داريوش مهرجويي مدام از خنده ريسه مي‌رفتيم، چون برداشت‌هاي مختلف صحنه‌ها را مي‌ديديم تا براي تدوين انتخاب‌شان کنيم و اتفاقاتي که سرصحنه ايجاد شده بود خود ما را بيشتر از بقيه مي‌خنداند. شايد اگر مي‌شد آن نماها را به هم چسباند فيلمي ايجاد مي‌شد که از خود اجاره‌نشين‌ها هم خنده‌دارتر بود. ماجراهاي اين فيلم براي من فراموش‌نشدني است. خصوصاً به اين دليل که براي من يک سکوي پرتاب بود. در ضمن فروش فوق‌العاده‌اش باعث شد ترس تهيه‌کننده‌ها از کاربرد صداي همزمان در فيلم‌ها بريزد و با خود فکر کنند اگر قرار باشد فيلم ديگري بسازند، از اجاره‌نشين‌ها مشکل‌تر نخواهد بود، چون هم فيلم پرشخصيتي بود و هم حجم صدا و افکت بسيار زيادي داشت. به همين دليل معتقدم اجاره‌نشين‌ها در کنار باشو، غريبه کوچک (بهرام بيضايي) و دونده (امير نادري) سه اثر سينمايي مهمي هستند که باعث شدند صدابرداري همزمان در سينماي ايران رواج پيدا کند.

گفت‌وگو با جهانگير ميرشکاري، صدابردار

كار در دشوارترين فيلم عمر

در سال 1365 و در پنجمين دوره جشنواره فيلم فجر، فيلم‌هاي اجاره‌نشين‌ها و خانه دوست کجاست؟ به نمايش گذاشته شد که صدابرداري هر دو فيلم را شما (با همکاري اصغر شاهوردي و بهروز معاونيان) انجام داده بوديد. ترتيب ساخته شدن اين دو فيلم چگونه بود؟

توليد اجاره‌نشين‌ها بعد از تمام شدن خانه دوست کجاست؟ شروع شده بود.

ظاهراً اين فيلم‌ها را بايد آغازگر رونق صدابرداري همزمان در سينماي پس از انقلاب دانست.

بله، اما من قبل از اين دو فيلم باشو، غريبه کوچک (بهرام بيضايي) را کار کرده بودم. در واقع اجاره‌نشين‌ها سومين فعاليت من در زمينه صدابرداري در سينماست.

در زمان توليد اجاره‌نشين‌ها چه مشکلاتي از نظر امکانات فني داشتيد؟

من از سال 1363 تعدادي وسايل مورد نياز اين کار را که در ايران نبود خريده بودم. خوشبختانه از نظر تجهيزات فني مشکل چنداني نداشتيم، اما از زمان توليد اين فيلم تابه‌حال هر وقت از من درباره دشوارترين کاري که انجام داده‌ام سوال مي‌شود مي‌گويم اجاره‌نشين‌ها سخت‌ترين کاري بوده که انجام داده‌ام. براي بعضي صحنه‌هاي اين فيلم از بيش از هفت ميکروفن استفاده کرده بودم. چون تعداد شخصيت‌هاي داستان زياد بود و ضرورت داشت تمام ديالوگ‌ها به طور واضح ضبط شود.

ظاهراً سکانس جاري شدن آب در ساختمان، دشوارترين فصل اين کار بود.

البته بخش عمده آن صحنه را افکت‌ها تشکيل داده بودند. در آن صحنه آن‌قدر صداي جاري شدن آب زياد بود که با وجود فيلمبرداري با سه دوربين 2C صداي کاست اين دوربين‌ها شنيده نمي‌شد. يادم هست در پاگرد پله‌ها مخزن‌هاي بزرگي تعبيه شده بود تا در هنگام جاري شدن آب و بردن بازيگرها طبيعي جلوه کند. فشار آب آن‌قدر زياد بود که يکي از بازيگران (منيژه سليمي) محکم با دوربين برخورد کرد و همين باعث شد تا مدت‌ها چشم حسن قلي‌زاده (فيلمبردار) کبود باشد!

جدا از اين‌ها دشوارترين بخش اجاره‌نشين‌ها از نظر صدابرداري کدام صحنه بود؟

همان‌طور که گفتم به طور کلي اجاره‌نشين‌ها فيلم سختي بود، اما از نظر صدابرداري، دشوارترين صحنه همان سکانس معروف مهماني در خانه عباس‌آقا بود. براي آن صحنه از ابزاري استفاده کردم که براي اولين‌بار در سينماي ايران مورد استفاده قرار مي‌گرفت. مثل گان 816 و ميکروفن‌هاي MK 2 و MK 40. باز هم تکرار مي‌کنم تا اين‌جا اجاره‌نشين‌ها دشوارترين فيلمي بوده که در آن کار کرده‌ام.

گفت‌وگو با فريار جواهريان، طراح صحنه و لباس

شخصيتي به نام خانه

 به نظر مي‌رسد اجاره‌نشين‌ها طراحي صحنه پردردسري داشته است.

بله، همين‌طور است. البته بخش عمده اين دشواري ناشي از هماهنگ کردن طراحي فضاي داخل خانه‌ها بود. ما براي فيلمبرداري در دو ساختمان جداگانه کار کرديم. يکي از ساختمان‌ها شامل آپارتمان مستأجرها بود و ديگري ساختمان نيمه‌کاره‌اي بود که صحنه‌هاي بنايي و تعميرات خانه توسط اجاره‌نشين‌ها و کارگرها در آن فيلمبرداري شد. در ضمن از آن‌جا که براي ريزش آب از طبقات بالا نياز به ساختماني چندطبقه داشتيم آن صحنه را در ساختمان ديگري فيلمبرداري کرديم. همان‌طور که گفتم صحنه‌هاي بيروني و پشت‌بام اجاره‌نشين‌ها در آن خانه نيمه‌کاره فيلمبرداري شد و داخلي‌ها و راه‌پله‌ها را در جاي ديگر و عمده‌ترين کاري که انجام شد هماهنگ کردن فضاي اين چند ساختمان با همديگر بود.

در طراحي‌ها عنصري هم به کار برده‌ايد که براي خودتان يک حس شخصي داشته باشد؟

يکي از دوستان که آن زمان فيلم را ديده بود مي‌گفت تابلوي نقاشي روي ديوار آپارتماني که در فيلم، اکبر عبدي و يارتا ياران در آن زندگي مي‌کنند بي‌معني است، اما به نظر خودم برادر فلج به دليل علايقي که داشت و دنبال مي‌کرد مي‌توانست تابلوي نقاشي هم داشته باشد. اين شايد حس خود من بود که از آن در طراحي آن صحنه استفاده کرده بودم. اما طراحي فضاي داخلي اتاقي که برادر عباس‌آقا (با بازي رضا رويگري) و همسرش در آن زندگي مي‌کردند با روحيه من سازگاري بيشتري داشت. خصوصاً اتاق کار او که به اتاق کار خود من شباهت زيادي داشت.

در نماي بيروني ساختمان هم تغييراتي ايجاد کرده بوديد؟

بله، با استفاده از يونوليت و رنگ فيروزه‌اي آن نما را به گونه‌اي تغيير داده بوديم که از بيرون کاشي‌کاري‌شده به نظر برسد. بيشترين تغيير در فضاي بيروني ساختمان شامل طاقي سردر ساختمان و سکوي کنار در ورودي بود که براي آن به صورت مفصل طراحي کرده بودم و از روي نقشه دقيق آن را اجرا کردم.

به نظر من ساختماني که اجاره‌نشين‌ها در آن فيلمبرداري شده يکي از اصلي‌ترين شخصيت‌هاي داستان است و خيلي به‌دقت انتخاب شده.

بله، همين‌طور است. آن خانه در جايي واقع شده بود که دور تا دور آن خالي بود و از اين نظر خيلي ويژه به نظر مي‌رسيد.

در گذر اين سال‌ها به صرافت افتاده‌ايد تا از ميان آپارتمان‌هايي که کنارش ساخته شده آن خانه را پيدا کنيد و ببينيد چه تغييري کرده؟

آن خانه حالا ديگر در ميان آپارتمان‌هاي کوچک و بزرگي که در آن منطقه از تهران ساخته شده گم شده، اما هر وقت از آن منطقه مي‌گذرم ياد آن خانه مي‌افتم و با خودم فکر مي‌کنم که تهران چقدر فرق کرده و بزرگ‌تر شده است.

وقتي نام اجاره‌نشين‌ها را مي‌شنويد چه خاطره‌اي ذهن‌تان را پر مي‌کند؟

از ساخته شدن اين فيلم خاطرات زيادي دارم که خيلي‌شان در گذر دو دهه غبار فراموشي گرفته، اما يادم هست وقتي فيلم به نمايش گذاشته شده بود، عباس کيارستمي ــ که فيلم را ديده بود ــ خيلي هيجان‌زده شده بود و مي‌گفت: «چه کارهاي عجيب و غريبي در اين فيلم انجام داده‌ايد... چه حوصله‌اي داريد!» به‌هرحال آن زمان بيست سال جوان‌تر از حالا بوديم و روحيه و انرژي زيادي داشتيم، اما فکر مي‌کنم مهم‌ترين امتياز اين فيلم، ايده ساخته‌شدنش بود. درست در زماني که مردم به دليل جنگ شهرها تحت فشار رواني بودند داريوش مهرجويي با اجاره‌نشين‌ها به آن‌ها روحيه داد و خنده را به لب‌هايشان برگرداند و اين به نظر من امتياز کم و کوچکي نيست که بتوان فراموشش کرد.

|+| نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 11  توسط امید نجوان  | 

 
business articles